نگاشته شده توسط: persianeyes | ژوئن 11, 2008

مولوی متعلق به همه ملت هاست

ما ز بالاییم و بالا می رویم ———-ما ز دریاییم و دریا میرویم

ما از آن جا و از این جا نیستیم ——ما ز بی​جاییم و بی​جا می رویم

اعتراف ميكنم در حدي نيستم كه داعيه تفسير پيام انساني مولانا را داشته باشم.ولي ذكر اين نكته را براي خودم واجب ميدانم.

همه ميدانيم مدتي است كه كشورهاي همسايه سعي دارند با اظهار تعلق مفاخر علمي و فرهنگي ايراني به كشور خود، به نوعي براي خود پيشينه پرافتخار ايجاد كنند.همچنين به دلايل سياسي، فرهنگي و قوميتي سعي كرده اند نام خليج فارس را به اسامي مجعول تغيير دهند.

بدیهی است که ایرانیان هم از این قضیه ناراحت میشوند و تاراج میراث کهن خود را بر نمیتابند و سعی در اثبات تعلق این میراث به ایران میکنند و در این راه بعضی اوقات موفق و گاهی اوقات ناموفق بوده اند.
من هم ایرانی هستم و ایران را بسیار دوست دارم و از این گستاخی ناراحت و پریشان میشوم و بسیاری اوقات در این اعتراض ها شرکت کرده ام. ولی در این میان به نظر من قضیه مولانا کمی متفاوت است.

عکس از سایت سفارت ایران در هند

مولانا متعلق به تمام انسانهاست، پیام او فراتر از مرزهای ماست. این پیام انسانی را فدای خودخواهی هایمان نکنیم. چه ایران، چه ترکیه، چه اعراب…
دعوت او به بستن چشم ها بر این جهان، به گشودن دیده درون، به پرکشیدن از مرزهای خواستن و افسوس خوردن را محترم بشماریم.
اینجا بحث پربار تر بودن پیشینه تاریخی یک کشور نیست، بحث راه و هدف زندگیست. بگذارید بیشتر از اینکه هموطن او هستیم، هم مرام او باشیم.
معتقدم روحش از اینکه او را متعلق به یک کشور، یک نژاد، یک مذهب ، یک زبان بدانیم، آزرده خاطر خواهد بود که پیام او اوج گرفتن از همه این محدودیت ها و منیت های درون ماست. پس چطور ممکن است از جار و جنجال و طرف کشی و قومیت خواهی نا آرام نباشد؟
اعتراض ها و طومارها و بیانیه های ناسیونالیستی را برای خلیج پارس نگه دارید.

به جای این جنجال ها سعی کنیم جایگاهی را که در آن قرار داشت، درک کنیم و درس های گرانبهایش را در زندگی به کار ببندیم. ببینیم که چه چیز از نظر او بی ارزش و پست بود و چه چیز گرانبها و ماندنی. مطمئن باشید خود به خود مساله حل خواهد شد و دیگر کسی برای چیزی که حقیقتا متعلق به او نیست، افتخار نمیکند و سعی نمیکند خلا های بحرانی و حقیقی درون خود را با این دلخوشکنک ها پنهان کند.
تلاش کنیم که فریاد همیشگی او به گوش همه یعنی شخص ما، همسایه، همشهری، هموطن و بالاتر از همه همدردمان در هر کجای این دنیا برسد. همدرد در این درد مشترکی که همگی دچار آن هستیم.
ز زندان خلق را آزاد کردم
روان عاشقان را شاد کردم
دهان اژدها را بر دریدم
طریق عشق را آباد کردم
زهی باغی که من ترتیب کردم
زهی شهری که من بنیاد کردم
جهان داند که تا من شاه اویم
بدادم داد ملک و داد کردم
جهان داند که بیرون از جهانم
تصور بهر استشهاد کردم

Advertisements

Responses

  1. دست شما درد نکنه. لذت بردم. دیدگاه بسیار جالب و مهمی را مطرح کردید. واقعا ظرف وجود بعضی از انسانها بسیار بزرگتر از ظرفیت یک کشور و حتی چندین کشور و چندین کره هست. موفق باشید

  2. مولوی متعلق به هر کجا باشد متعلق به به شما فارسهای تژاد پرست نیست.

  3. نه تنها مولوی، بلکه همه‌ی مشاهیر فکری و هنری جهان متعلق به همه‌ی آدم‌ها هستند. کی‌ می‌تونه بگه «گاندی» فقط برای هندی‌ها بوده یا «لویی پاستور» فقط برای فرانسوی‌ها؟
    *****************
    حرفت کاملا درسته، ولی فکرشو بکن اگه مثلا از گاندی میپرسیدند کجایی هستی میگفت هندی، ولی به نظرت این سوالو از مولانا میپرسیدن چی میگفت؟

  4. آدمی که زمان و مکان را درنوردید، دیگر نمی شود با زمان و مکان زمینگیرش کرد…

  5. گر نبودى با لبش نى را سمـر
    نى جهان را پر نكردى از شكر


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: