نگاشته شده توسط: persianeyes | ژانویه 20, 2008

نمايندگان آينده مجلس ما سرگشته اند؟!

ابتدا اين مطلب را از سايت آفتاب ببينيد:

«احساس تکلیف کردم، توصیه کردند بیایم»؛
اینها عمده ترین پاسخ هایی هستند که نامزدهای مجلس در پاسخ به اینکه چرا کاندیدا شده اند؟ بر زبان می آورند!
خودتان از باب مشت نمونه خروار بخوانید:

  • لاریجانی،دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی: به توصیه علما آمدم.
  • مرندی، وزیر سابق بهداشت اصلاح طلب: به توصیه لاریجانی شرکت کردم.
  • توکلی، رییس مرکز پژوهش های مجلس نماینده تهران: به توصیه حداد نامزد شدم.
  • حداد عادل، رییس مجلس شورای اسلامی: به توصیه دوستان ثبت نام کردم.
  • آقا تهرانی، استاد اخلاق هیات دولت: به توصیه احمدی نژاد شرکت کردم ، خیلی دوست داشت نماینده شوم.
  • سید مرتضی موسوی، نماینده الیگودرز: همه جریان های سیاسی اعم از اصولگرا یا اصلاح طلب از من دعوت کردند (اما من به آنان گفتم «نه» من با شما کاری ندارم!!)
  • مشیری ، نماینده بندرعباس اصلاح طلب: به توصیه دوستان.
  • غلامحیدر و علی ابراهیم بای سلامی از حوزه خواف و رشتخوار: به توصیه یکدیگر و البته مردم
  • هدایت خواه، بویر احمد و دنا اصولگرا: مجبورم کردند ثبت نام کنم.
  • محمدرضا باهنر، دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین و نایب رییس مجلس: احساس تکلیف کردم.
  • ایرج ندیمی از لاهیجان: من فقط با هدف پاسخ عاطفی به مردم مجبور به شرکت در انتخابات شدم وگرنه این مجلس چیست؟ من نامزد شدم حالا اگر مردم نمی خواهند به من رای ندهند!
  • یحیی زاده: متاسفانه شرکت کردم به اصرار دوستان.
  • کاظم جلالی ، اصولگرا از شاهرود: مادرم گفته بود اگر نامزد شوی عاقت می کنم اما در نهایت مجبور به ثبت نام شدم.

از قديم گفته اند مشت نمونه خروار است، بنابراين اگر اين سوال را از بقيه كانديداهاي محترم هم بپرسيد، جواب هايي از اين دست ميگيريد. كلا هميشه موقع انتخابات از اين حرف ها زياد ميشنويم.
اولين چيزي كه با ديدن اين مطلب به ذهن آدم متبادر مي شود اين است كه با يك گروه آدم سرگشته طرفيم، كساني كه خودشان نمي دانند چرا ميخواهند نماينده 70 ميليون ايراني بشوند.
حال سوال من از ايشان اين است : اقاي محترم كانديدا، چرا نمي خواستي در انتخابات شركت كني؟ آيا در خودت شايستگي و لياقت و دانش نمايندگي مردم را نمي بيني؟ُ اگر اينطور است چطور خواسته ديگران را بر مصلحت مردم ترجيح مي دهي ؟ درست اين است كه اگر شايستگي نمايندگي مردم را نداري، به راحتي در كانديد نمايندگي نشوي، همين، كار سختي نيست، نيازي به فلسفه بافي ندارد.
شايد هم ديگران شما را از خودتان بهتر ميشناسند، و شايستگي هايي در شما يافته اند كه خود از وجود آنها آگاه نيستيد.
اصلا دليل اصلي حضور در انتخابات بايد چه باشد؟؟ خدمت به مردم يا راضي كردن ديگران. شايد فقط بتوان توصيه ديگران را به عنوان يك دليل فرعي در اين موارد حساب كنيم. حتي درخواست مردم (آنهم درخواست عاطفي!) هم نمي تواند دليل موجهي براي كانديداتوري باشد. چرا كه خود شما بهترين كسي هستيد كه ويژگي ها و نقاط قوت و ضعف خود را مي شناسيد و مي توانيد تصميم بگيريد.
شايد هم منظورتان اين است به مال و جاه دنيا توجهي نداريد. ولي همان طور كه ميدانيد مجلس شوراي اسلامي محل كار و تلاش و سختي در راه خدمت است نه جاه و مقام.(مگر قرار نيست اينطور باشد؟؟؟) شما كه قبلا نماينده مجلس بوده ايد، پس در نتيجه شما با نمايندگي مجلس اصلا نميتوانيد توجيه دنيايي داشته باشيد.

حال ما مردم چگونه ميتوانيم به كساني كه خود دليل حضورشان را نمي دانند اعتماد كنيم؟فكر نميكنيد مردم ما ديگر از اين شعار ها خسته شده اند و اولين چيزي كه از شما ميخواهند، روراستي و شفافيت است؟

Advertisements

Responses

  1. یکی پیدا نمیشه بگه آقا من خواستم نماینده بشو و اومدم همه علی وار افسار شتر خلافت رو رها کردند. انگار دم در وایسادن واسه هم دیگه تعارف می کنن.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: