بعضي اهل كتاب خواندن نيستند.
بعضي نميتوانند هيچ كتابي را تمام كنند.
بعضي پول خريد كتاب را ندارند.
بعضي تحمل ديدن كتاب هاي درسي شان را هم ندارند چه برسد به كتاب هاي ديگر.
بعضي فقط ميتوانند مجله هاي ورزشي يا زرد بخوانند.
بعضي كتاب خواندن را عملي غير مفيد ميدانند.
بعضي كتابي كه با رنگ كتابخانه شان هماهنگ باشد پيدا نميكنند.
بعضي هم سواد ندارند البته.
و تمام اينها موجب ميشود نرخ كتاب خواني در ايران بسيار پايين باشد!
و من…من هيچ كدام از اين مسائل را ندارم، ولي مشكلي دارم كه باعث شده بسيار كمتر از سال هاي قبل كتاب بخرم.
مشكل من به زندگي شهري مربوط است، من تقريبا ديگر هيچ جايي براي نگه داشتن كتاب هايم ندارم. كتاب هاي دوره نوجواني و حتي دانشجويي را به داخل كارتن منتقل شده اند، كتاب ها مرتب و تنگ در كنار هم مي چپانم! ولي باز هم جا خيلي كم است.ديگر جايي براي كتاب ديگر نيست. بايد كتاب هاي جديد را روي كتاب هاي ديگر بچينم. نميدانم چاره اين مشكل چيست؟




کارتن کردن ، منهم دارم همین کار را می کنم و کمتر هم کتاب می خرم
توسط: صندوقک در فوریه 1, 2009
در 11:53 ق.ظ.
خيلي بد است. اتاق من هم همين مشكل را دارد.
براي همين من بيشتر به جاي كتاب خواندن، اي بوك مي خوانم.
گُل + گُل + گُل
توسط: رامن در فوریه 2, 2009
در 4:37 ب.ظ.
مشکل منم اینه که وقتش رو ندارم
توسط: farsiny در فوریه 10, 2009
در 5:37 ق.ظ.
این کارا اشتباهه. یعنی چی که آدم بیاد کتاب رو تو خونه نگه داره.
بنده یک راه حل کاملا اقتصادی پیشنهاد می فرمایم که برای خود بنده موجبات داشتن حدود 100 کتاب با خرید هر کتاب را فراهم کرده است. به این ترتیب بنده الان یک موسسه چاپ و نشر راه انداخته ام. البته میزان سود دهی این کار به وضعیت آب و هوای شهرتونم بستگی داره. با این اوصاف تو شهر ما که خیلی خوب داره جواب می ده.
اما راه حل اینه که :اگه خونتون باغچه داره که کارتون راحته. اما اگه تو آپارتمانین می تونین یه زمین بیرون شهر بخرین. کتاباتونو بکارین! باور کنین جواب می ده. فقط زمین بیرون شهر این مشکلو داره که باید هر روز از اداره که بر می گردین برین کتاباتونو آب بدین ولی خوب به سودش می ارزه. اگه کوچتون یا خیابونتون هم پارک داره و به آدم های اون طرفا اطمینان دارین می تونین از اون جا استفاده کنین.
پس بجنبین. راستی ایده رو من امسال ثبت اختراع کردم. دنبال دو دره کردنش نرین.
در ضمن باید هر چه زودتر واسه فصل برداشت با یه توزیع کننده قرارداد ببندین.
توسط: ع.م در فوریه 15, 2009
در 10:31 ق.ظ.
کتاب رو نگه ندارید. بعد از خوندن اون رو به یه کتابخونه هدیه بدید. من تا بحال چند سری این کار رو کردم و هر دفعه کتابخونه ام رو به یک چهارم کاهش دادم.
توسط: سعید در فوریه 15, 2009
در 9:26 ب.ظ.
آخ خوب گفتی منم مشکل جا دارم.
یک روشی انتخاب کرده ام فقط کتابی را میخوانم که دست دوستان باشد و به صورت امانت
توسط: m4ndm در فوریه 25, 2009
در 10:11 ق.ظ.
1. خیلی خوبه آدم مشکلش با کتاب این باشه !
2. منم علاوه بر پیشنهاد های قابل تحقق دوستان بالا می گم شما که می تونی هی کتاب امانت بده ! به این و اون ! کلی توش فایده است !
توسط: نفیر در مارس 3, 2009
در 5:00 ق.ظ.
گُل + گُل + گُل
توسط: رامن در مارس 5, 2009
در 5:48 ب.ظ.
با درود فراوان
فرارسيدن نوروز و سال نو را به شما و خانواده ي گرامي تبريك مي گويم.
اميدوارم سال خيلي خوبي داشته باشيد.
گُل+گُل+گُل
توسط: رامن در مارس 15, 2009
در 6:43 ق.ظ.
با سلام و سپاس از ابراز محبت و حسن نظرتان در باره گرايه هاي مهار بيابان زايي.
خواستم بگويم: افزون بر كمبود جا يك مشكل ديگر هم در عدم رغبت ايرانيان روشنفكر به كتابخواني وجود دارد! آنها بيشتر مايلند بنويسند و سخنراني كنند تا بخوانند و گوش بسپارند!
درود بر شما و بسيار خوشحالم كه صاحب فرزانه چنين خانه مجازي گرانسنگي در شمار خوانندگان يادداشتهاي محمد درويش است.
سالي پر از جاهاي خالي براي كتابهاي تازه برايتان آرزو دارم.
پايدار باشيد و همچنان بنويسيد.
توسط: محمد درويش در آوریل 5, 2009
در 4:55 ق.ظ.
بعضی ها هم نمی تونند وبلاگ به روز کنند!!
توسط: محمد درویش در مه 6, 2009
در 3:42 ق.ظ.
سلام
من که رفتم از این چارچوبای فلزی که به هم وصل میشن خریدم و حدود هشتاد تا کتاب توش جا شد .
کنار دیفال اتاق همچین هم بد نمیشه .
شصت سانت در یک متر جا میگیره که زیاد نیست .
******************
اتفاقا منم از اين چارچوب ها دارم ولي خب كافي نيست
توسط: HamidReza در ژوئیه 12, 2009
در 11:09 ق.ظ.
سلام
من خیلی خوشحالم که از طریق انتخابهای تصویری زیبای شما در سایت http://vi.sualize.us اینجا رو هم پیدا کردم.
بعد از این مطالب وبلاگتان را از طریق گودر دنبال خواهم کرد.
عکسهایتان را نیز.
راستی با مطالعه در کتابخانه میانه ای ندارید؟
توسط: نیک نگار در اوت 2, 2009
در 7:16 ب.ظ.