همیشه روزمرگی را یکی از بدترین دردهای انسان میدانستم. تکرار، تکرار، تکرار…بدون هیچ اتفاق تازه ای، بدون هیچ هیجان و عشقی، بدون هیچ تلاش و آرزویی. انسان واقعا مسخ میشود، این طورنیست؟
تمام فکر و ذکرم این بود که چطور خود را از این مرداب عمیق بیرون بکشم و با این حال نفس حالت روزمرگی باعث شده بود هیچ تلاشی برای بیرون آمدن از مرداب انجام ندهم.
تا اینکه آمد، گردباد حادثه را می گویم . آمد و تمام کسالت ها و ناخشنودی های روزمرگیم را با خود برد. به آرزویم رسیده بودم، نه؟ از مرداب بیرون آمده بودم. ولی….گردباد حادثه پر از هراس، نگرانی، وحشت و رنج بود.
خدایا نه، من را به همان کنج روزمرگی شیرینم برگردان! چطور نفهمیدم که چه فرصتی بزرگی برایم بود مردابی که به راحتی میتوانستم جاریش بسازم. تنها تلنگر و حرکت من نیاز بود تا آب روان جاری شود. کنترل همه چیز دست خود من بود، دست خود من…ولی عنان این طوفان وحشت زا بدست من نیست. خراب میکند و میشکند و با خود میبردم.
.
.
.
اکنون که از آن طوفان وحشت زا خلاص شده ام، مشغول مزه مزه کردن روزمرگی های شیرینم هستم. عجب فرصتی بود و من نمی دانستم. باید راه جاری شدن را پیدا کنم.
.
.
.
روزمرگی هایتان را ارج نهید، لطفا




یکی از کارهایی که روزه با آدم می کنه همین تلنگر زدن به آدمه و این که بگه الزامن اگر چیزی عادی شد، ارزشش رو از دست نمیده.
********
به نكته جالبي اشاره كردي
توسط: هزاران نقطه در سپتامبر 23, 2008
در 8:40 ب.ظ
Dear Persian Eyes,
Salam
thank you for your comment on my blog.
Organic food is safest food in the world . what is the different between organic and conventional food.
for producing organic food we can not use kind of chemicasl material liek chemical fertilizer,pesticide,hormone, transgenic products and …
in organic food we have so restrict law and regulation for respect to human, nature and everything.
your weblog is beautiful i will add your blog to my Google reader and follow your posts.
Eradatmand
Mahdi
********
thank you for your attention
توسط: Mahdi Ebrahimi در سپتامبر 25, 2008
در 12:45 ق.ظ
همه ي اين چند وقت كه نبوديد خيلي جاي تان خالي بود. اميدوارم ديگر هيچ وقت گرفتار طوفان نشويد. آرزو مي كنم هميشه روزمرگي هاي شيرين و خوب داشته باشيد و به همه ي آرزوهاي تان برسيد.
گُل + گُل + گُل
توسط: رامن در سپتامبر 30, 2008
در 12:54 ب.ظ
یک روز مره ی خوب، حتی اگر تکراری هم که باشه، به هرحال خوبه!
امیدوارم این آخرین طوفانی باشه که به چشم دیدی و لمس کردی…
همیشه شاد و سر زنده باشی…
توسط: علیرضا در اکتبر 5, 2008
در 10:53 ب.ظ
سلام دوباره!
انگار دچار روزمرگي شدهايد در ننوشتن…
توسط: سعيد در اکتبر 14, 2008
در 6:28 ب.ظ