چند روز پیش در وبلاگی مطلبی دیدم به این شرح:
1- هیچ کس وبلاگ شما رو به خاطر مطالب جالبی که نوشته اید نمی خواند.
2- اگه ترافیک وبلاگتون پایینه به این دلیله که تازگیا برای کسی کامنت نذاشتین.
3- تنها کسی که از خواندن مطالب شما لذت می برد، خودتان هستید.
4- تنها کسی حداقل یکی از پستهای شما را به طور کامل خوانده است، خودتان هستید.
5- اگه تعداد کامنتهای شما زیاد شده به این دلیله که عدۀ زیادی آپ کرده اند و منتظرند تا پست جدیدشان خوانده شود.
6- اگه مدتیه که از شخص خاصی کامنت نداشته اید، به این دلیله اون شخص مدت زیادیه که آپ نکرده.
7- شما نباید به دنبال نوشتن مطالب جالب در وبلاگتان باشید، بلکه بیشتر به نوشتن کامنتهای جالب برای دیگران فکر کنید.
نتیجه: وبلاگ نویسی، زیر مجموعۀ کامنت نویسی است.
راستش دیدن این مطلب کلی منو به فکر فرو برد، یعنی واقعا این طوره؟اگر کسی بیاد و برای شما کامنت بزاره و نوشته هاتون رو بخونه برای مطلب شما نیست؟برای اینه که خودشو به شما نشون بده و انتظار متقابل داره؟من که اصلا اینجور نیستم، هرچند تازه وبلاگ نویسی رو تجربه میکنم، ولی اگر پای یه مطلبی فقط بنویسم جالبه برای اینه که واقعا این مطلب به نظرم جالب اومده ، من به وبلاگهایی سر میزنم که واقعا مباحثشون رو دوست داشته باشم و ازخوندن اونا لذت ببرم.اصلا مگه هدف ما از وبلاگ نویسی چیه؟اینکه خودنمایی کنیم؟یا کسی را به نحوی مجبور کنیم تا از مطالبمون لذت ببره؟آیا چنین خواننده هایی مطلوب ماهستند؟
یا اینکه میخواهیم علایق ، دانش و احساساتمون رو با بقیه به اشتراک بگذاریم؟
من تازه کار یه کم بدبین شدم نسبت به جو وبلاگستان، نمیدونم بقیه چی فکر میکنن.




در وبلاگستان به مخیلهتان کمی فشار میآید
نوشتههایتان ثبت میشود
یک هدف خوب و عامهالمنفعه برای ساخت وبلاگ
تا حالا شده از خودتان بپرسید «من برای چی وبلاگ درست کردم؟»
همانطور که میدانید هدف خیلی چیز ِخوبی است. از بچهگی در ِگوشمان میخوانند:« بچهجان برای هر کاری که تو زندگیایت انجام میدی، هدف داشته باش» ولی چون گوش ما در و پیکر نداشت هیچوقت به اینجور حرفهایی که برای آدمیزاد خوشبختی میآورد گوش نکردیم و شدیم یک”عَمله ِبلاگر” چه بسا اگر گوش میکردیم و یک مقداری فهم و شعور داشتیم میشدیم “خانم دکتر”
م در همینراستا شما این جمله را با خودتان روزی یکیدوبار تکرار کنید، « من این وبلاگ را برای پر کردن اوقات فراغت، برای لحظهای فکر کردن به چیزهای مختلف و اینکه در این مواقع با داشتن وبلاگ دیگر با دوستان نایاب و کمیاب نگردم که عملی و معتاد در گوشه خیابان با کارتک جمعام کنند و خدای ِنکرده مایه ننگی برای خانوادهام بشوم.»
حواستان باشد به وسواسهای فکری که ناشی از کارکرد نادرست از وبلاگ است دچار نشوید. باور کنید اصلآ مهم نیست که به مطلبتان لینک بدهند یا ندهند مهم نیست که نظر بدهند یا ندهند، مهم نیست چرا، بازدیدکنندهگانتان هر روز سیر نزولی دارند. مهم این است که دارید فکر میکنید، مینویسید، از وبلاگستان چیزی میآموزید، دوستان جدیدی پیدا کردهاید… به اینها بیاندیشید.
اين خلاصهاي از مطلبي بود كه آن زمان كه در بلاگفا بوديم در باب وبلاگنويسي نوشتيم شاد باشيد
By: persgolf on ژانویه 16, 2008
at 3:45 ب.ظ
من هم همیشه با علاقه مطلب های وقت گیر (برای نوشتن و ترجمه…) مینویسم و وقتی میبینم اونها خوانده نمیشه و بجاش یک عکس مسخره هزار ها بار دیده میشه خیلی ناراحت میشم….
By: بابک on ژانویه 16, 2008
at 4:50 ب.ظ
?
By: mychamber on ژانویه 16, 2008
at 11:06 ب.ظ
به persgolf:
من هم با شما موافقم. مخصوصا با پاراگراف آخر نظرتون. اينايي که شما گفته بودين واقعا برای من مهم نيست. نه اِنکه من از بازديد کننده زياد خوشم نياد.نه.منم خيلی دوست دارم مطالبم خواننده زيادی داشته باشن و از ديدن نظراتشون خوشحال ميشم.ولی به شرطی که هدف دوستم واقعا نظر دادن و خوندن مطلب من باشه نه چيز ديگه.
به بابک:
چرا ناراحت ميشيد؟ اون هزار نفر اومدن تا از همين عکس ها ببينند، يعنی هدفشون اينه.مطمئن باشين اگر تعداد انگشت شماری مطالب شما رو با علاقه دنبال کنند و از طريق اون چيزی ياد بگيرن يا به نتيجه ای برسند، ارزشش بالاتر از هزاران بار ديدن يه عکس مسخره است.
به mychamber:
??
By: persianeyes on ژانویه 17, 2008
at 11:06 ق.ظ
[...] زیر مجموعۀ کامنت نویسی است مطلب جالب که در وبلاک Persian eyes [...]
By: وبلاگ نویسی، زیر مجموعۀ کامنت نویسی است « روزانه های شهنام on ژانویه 17, 2008
at 12:34 ب.ظ
با اجازه به مطلبتان لينک دادم
By: shahnam on ژانویه 17, 2008
at 12:35 ب.ظ
به نظرم کسی که وبلاگ مینویسه دلش میخواد نوشته هاش خونده بشن. وگرنه میتونست توی دفترچه خاطرات یا توی یه فایل ورد مینوشت.
حالا اینکه بعضیا این میل به دیده شدن رو یه جورای ضایعی نشون میدن، خیلی هم چیز عجیبی نیست. توی اجتماع هم بعضیا با قیافه های عجیب یا رفتارای غریب این میل رو نشون میدن.
و صد البته که روش شما رو تحسین میکنم، آدم فقط وقتی که نظری داره باید نظر بده و فقط چیزایی رو باید بخونه که خوشش میاد.
By: علی گنجه ای on ژانویه 17, 2008
at 2:08 ب.ظ